
اتاق جارو نکرده
چمدون، بوی سفر
کفشای خسته م دم در
توی قابای قدیمی
آدمای در به در
آینۀ قدّی تو غبار
...
این اثر مانا و بسته به جانم از گوگوش نازنین را و نیز تک تک آثار آلبوم "زرتشت"راهمیشه جور دیگری زندگی کرده ام و به نظرم "مانیفست"- که منشوراندیشه و هستی کلام ، معنی اش می کنم - گوگوش عزیز بود در زمانی که همه تشنۀ شنیدنش بودند پس از آن همه سکوت و بغض و پیش از آن که آلبومی به همین نام و با پیام اندیشه هایی در بعدی دیگر از اندیشگی انسان و زن بودن را با مضمونی دیگرمنتشر سازد. چکامه و چکیده ای ناب از ذات و خلوت و زیست و نفس ها و نگاه و نهفته های"خلوتی"های بانو گوگوش بود و البته تا حدی مهجور! همۀ ترانه هایش را هر چه زمان می گذرد بیش از پیش دریچه هایی نو به نو از دانش و شعور و تکنیک موسیقایی ونیز درک متمایز و شخصی اش از مقولۀ شعر به رویم گشوده می شود.بخصوص وقتی اجرای زندۀ بسیار قوی و تکنیکال گوگوش نازنین از قطعات این آلبوم را باز می بینم .
اغلب ملودی آهنگ های آلبوم زرتشت از" گوگوش "نازنین بود و به علاوۀ یک کار ماندنی و متبرکانه به نام "بوی سفر" از" بابک بیات" عزیز- که یادش سبز و عصر جمعه مراسم یادمان سالگرد کوچ اش در خانه هنرمندان ایران برپا شد- .این قطعه زیبای" پاپ - کلاسیک" از آثاری است که بابک بیات فقید، هم آهنگسازی و هم تنظیم آن را بر عهده داشته است . ساز بندی هایی تکنیکال و بخصوص بسیار حسی-نظیرشخصیت صوتی (وکالیته)گوگوش عزیز- و ترکیب ارکستر زهی ها(خانوادۀ ویلن ها) – که خاص ارکستر بیات است- به همراه پیانویی که کاملا با تاکید و غیر ابزاری در تلفیق با نواخت های آکوردی ( چند نت در یک زمان)گیتار اثری با بافتی" کلاسیک" که جای صدا و تکنیک صدای گوگوش نازنین در این نوع آثار به ویژه، ظهور و بروزی بجا و یکتا دارد را پدید آورد.
"بوی سفر" آخرین اثری بود که بابک بیات فقید برای گوگوش عزیز و بر روی شعر و کلامی کاملا غیرترانه ای ازخود او ساخت و نواخت.کافی است متن این شعر را به روی کاغذ بیاوریم تا ببینیم فرم ردیف ها در مصرع ها و فواصل ردیف ها در واقع شعر سپیدی-پر از تصاویر- است که صاحب ارکان شده و با هنر گوگوش نازنین قالبی از نوع دیگر، ترانگی یافته است :
باد پاییز که از اون دورا میاد
منو از تو آینه بیرون می بره
به سفر به جاده ها
روی دریا
توی صحرا
میون دریای شن
در به در میون فلس ماهی یا
سر پیچ ساقۀ اقاقیا
...
نوع بیان واژه های شعر و ترانه ، به ویژه آکسان گذاری ها (تاکید واج و واژه ها)،نوع لحن،بیان بجا و استادانه و شخصی گوگوش نازنین در بیان مصوت ها و سکون ها – جدای از مباحث نتاسیون، گام و هارمونی وغیره که آثار بابک بیات را خواندن کار هر خوانندۀ حتی خوبی هم نیست- بیشتر و پخته تر از پیش است و بدون اغراق یک کلاس درس برای خواننده ای است که می خواهد به طور"جدی" و با اصول و با دانش ، تکنیک آوازی و نحوه بیان مفهمومیت شعر را بیاموزد و صد البته این، هم شعور و هم ذکاوت می طلبد و توجه و به کار بستن این همه نکات فنی دانش آواز نیز طبعا آسان نیست، و گرنه می شود مثال مولانا که بزرگی در باب ِ " پیوستن" می گفت و کسی که می شنید، "شیشه شکستن" را می نواخت!
در همان مصرع نخست "باد پاییز..." دقت کنیم به نحوۀ بیان آوازی"دورا".تو کاملا می شنوی و حس می کنی که از فاصله ای "خیلی دور" می آید و نه حتی صرفا"دور"!در مصرع پایانی این جا به نحوۀ خوانش" آ" آخر کلمۀ"اقاقیا" و فید ویبراسیون صدا که سپس به حضور موسیقی پل می بندد و نیز تمایز ادای آن با "آ" آخر"ماهی یا"کمی دقت کنیم. و همچنین"باد" در "لونه های کفترا پریشونن توی باد" و واقعا صدای باد پریشون پاییزی و حس غمگنانه و رها و از کف رفتۀ هستی و وابستگی اش را نه تنها می شود لمس کرد که حتی می توان دید!حدیث "ن"های ساکن" هم به کنار! و ....که مطمئن هستم این اثر برای موسیقیدانهای سایر ملل که کار جدی و با مبنای کلاسیک و پاپ کلاسیک دارند و حتی زبان فارسی را نمی دانند اما به واسطۀ همان نکات فنی در آکسان ها و لحن ها و نیز نوع موسیقی،قابل تامل است و اما حیف که از این فضاها دور شده ایم و دورمان نگاه داشته اند.
"بوی سفر"آخرین همکاری گوگوش نازنین با بابک بیات فقید بود که پیش از کوچ ِ نیمۀ گمشدۀ حوای خدا در حدود سال ۱۳۷۸ در استودیو" بم" که آن زمان در شهرک غرب واقع بود؛تهیه و ضبط شد.
ترانۀ ماندگار"کتیبه" با شعر ایرج جنتی عطایی عزیز و این زیبا آغاز:
سقف ما هر دو یه سقف
دیوارمون یه دیوار
آسمون،یه آسمون
بهارامون،یه بهار
اما قلبمون دو تا
دستامون از هم جدا
به آهنگسازی بابک بیات -تنظیم واروژان ِ بزرگ- و با صدای بیدار گوگوش نازنین اما نخستین ِ این همکاری بود.نقطه طلایی ِ خوانش گوگوش عزیز در این ترانه جایی بود که دو بار این دو واژۀ "نمی تونیم" با علامت سوال و در پاسخ آن "می تونیم" با علامت تاکید - و نه تعجب- را با لحن پرسشی و تاکیدی و میان آوازی- دکلمه، به چه بشکوهی خواند:
هنوز هم ما می تونیم
خورشیدو از پشت ابر صدا کنیم
نمی تونیم ؟
می تونیم !
در"یک نفر یه روز میاد" که باز مثلت طلایی"گوگوش-جنتی عطایی-بیات" و با تنظیمی از محمد اوشال،روایتی دیگر آواز و ساز ساختند با ترجیع بند:
یک نفر داره میاد
دیوارارو ور داره
یک نفر داره میاد
زندگی رو میاره
درارو وا می کنم
پنجره ها رو می شکنم
که لحن ِ بند ِ ترجیعی تکرار ِ اول با دوم،صورت بیانی متفاوت دارد.چرا که در ابتدا ضمیر و مخاطب ترانه "یک نفر" است که "داره میاد"ولی بعد که " تو اونی، اون یک نفر"از دور حتی حاضر می شود،شکست پنجره ها در لحن و کشش های گوگوش نازنین آنی می شود که باید باشد!
یاد آوری آن بد نیست که این همه دقت که حاصل مداومت در ممارست بی وقفه و جست و جو و آموختن بود در سه دهۀ قبل حاصل آمد و بیهوده نبود که همچنان از دهۀ پنجاه به عنوان دهۀ طلایی موسیقی جدی نوین ایران یاد می شود با سر سلسله های مانایی نظیر بانو گوگوش ،داریوش،ابی،فرهاد،ستار،بیات،واروژان،منفردزاده،جنتی،قنبری,سرفرازبا مثلث های طلایی خود که هر یک شناسنامۀ خود را داشت که البته ترانه بانو، گوگوش ،قصه ای دیگر را سرود و آغازید. تا یادم نرفته است بگویم که اجرای ارکسترال و بی کلام این ترانه در آلبوم"بن بست"مرحوم بیات منتشر شد و هر بار که می شنوم جای خالی صدایش را حسرتم که با هیچ ساز و آوایی پر شدنی نیست که نیست..
و اما ترانۀ شنیدنی"هیشکی مثل تو نبود" نیز اثری دیگر با همان مثلث طلایی یاد شده است و با تنظیم واروژان و امتزاج لحن لطیف با حس معترض-اما باز عاشقانه-همراه اثر است.نحوۀ بیان مصوت های "اِ" و "آ" از گوگوش عزیز در این ترانه و در"برگه...تگرگه" و "دلواپسی...بارون ...خواب "علاوه بر این که شناسنامۀ صوتی گوگوش عزیز را دارد باز در لحن شاهد همان اعجازها هستیم:
هیشکی مثل تو نبود
ساده مثل بوی پاک اطلسی
یا بلوغ یه صدا
میون دغدغۀ دلواپسی
...
بابک بیات بر چند آلبوم با دکلمۀ احمد شاملو موسیقی نوشت ودر حوزۀ" ترانه " با آن که ترانه های بسیاری را ساخت اما برای صدا سختگیری های خاص خود را داشت و خوشبختانه به خاطر ارزشی که برای هنرش قائل بود هیچ گاه تسلیم آهنگ ساختن برای صدایی که به لحاظ ادراک و دانش ، به آن اعتقاد و ایمان نداشت،نشد و در نتیجه با خوانندگان اندکی به لحاظ کمّی همکاری داشت .اندک خوانندگانی که متفاوت از دیگران،اجرا کنندۀ صرف نبودند و واژه ترانه ها را از دورن خود ، پالایش و صیقل می دادند و "آفرینشگری" را بلد بودند.هر چند اندک بودند و هستند و سر آمد و سر سلسلۀ آنهاست فخر هنر موسیقی نوین ایران زمین:گوگوش نازنین.